خواندن کدام کتاب ادبی برای من مناسب‌تر است؟

مخاطب یادداشت: علاقه‌مندان ناحرفه‌ایِ ادبیات و نوشتن || مصطفا پورنجاتی ** چرا فکر می‌کنید کسی حاضر نیست علاقه‌ی خود را به خواندن داستان، مقاله و شعر از دست بدهد و حتا آن را به رنج و نفرت بدل کند؟ به نظر می‌رسد یکی از معروف‌ترین راه‌ها برای بیزاری از خواندن و نوشتن، مطالعه‌ی کتابی است که خواندنش برای ما بسیار مشکل است و بر اثر شهرت نویسنده یا مترجم، اهمیت سبک نثر و حتا مُدهای ادامه مطلب

سه ایده‌ی داستانی درباره‌ی هدیه در تعطیلات سال نو

  به پیشنهادِ نانسی استراوس | کارشناس ارشد هنرهای زیبا و مدرس نویسندگی خلاق در دانشگاه میشیگان امریکا | ترجمه‌ی کبری التج | اختصاصی سایت نویسندگی خلاق یک. نامزد جدید شخصیت داستانی شما هدایایی به او می‌دهد. از جمله چند لباس زیبا. شخصیت داستانی شما بسیار خوشحال می‌شود (اگر چه لباس‌ها حدوداً یک سایز، کوچک هستند). اما پس از آن نشانه‌هایی دیده می‌شود که معلوم می‌کند این لباس‌ها قبلاً توسط شخص دیگری پوشیده شده‌اند. به‌خصوص ادامه مطلب

نگاه تازه، زبان زاینده

دو راه‌کار برای ملالی به نامِ «تکراری می‌نویسم» مصطفا پورنجاتی | اختصاصی سایت نویسندگی خلاق «نوشته‌هایم تکراری است. دلم تازگی می‌خواهد؛ تحولی چشم‌گیر در مدل نوشتار…». این جمله و مشابه‌های آن یکی از مشکلات رایجِ علاقه‌مندانِ نوشتن را مطرح می‌کند. به نظر می‌رسد پویایی و تنوع نوشتار، فرمول قطعی ندارد و عواملی مثل صدای فردی و شخصیت نویسنده آن را تعیین می‌کند یا دست‌کم بر شکل‌گیری آن اثر بسیار می‌گذارد. در این یادداشت می‌کوشم از ادامه مطلب

جهان نویسندگی فرانک اوکانر

«داستان کوتاه، نزدیک است به شعر غنایی» فرانک اوکانر از جهان شخصیِ نویسندگی‌اش می‌گوید (بخش اول) مصاحبه‌کننده: آنتونی ویتیر (بخش کوتاهی از یک مصاحبه) ترجمه: سارا محمدی اردهالی || اختصاصی سایت نویسندگی خلاق   صحنه: فرانک اوکانر با قد و هیکل متوسط؛ موهای نقره‌ای پری دارد که شانه شده به عقب؛ ابروهای سیاه و پرپشت؛ و یک سیبیل. صدایی در محدوده‌ی باس – باریتون و پرطنین، صدایی بم شبیه صدای ماشین‌های پخش موسیقی خودکار. لهجه‌ی ادامه مطلب

تی. اس. الیوت: «در ابتدا برای هیچ‌ کس جز خودت ننویس»

گزارشی از نامه‌ی گرم و کنایه‌آمیز توصیه‌های الیوت به دختری شانزده ساله که می‌خواهد نویسنده شود نویسنده: ماریا پاپووا ترجمه: سارا محمدی اردهالی   زیست‌شناس دریایی بزرگ و نویسنده، ریچل کارسون، دختر نابینایی را که عاشق نویسنده شدن بود، این‌گونه نصیحت می‌کرد: «اگر چیزی را می‌نویسی که خودت عمیقن به آن فکر می‌کنی و حسش می‌کنی و برایت جالب است، برای دیگران نیز جالب خواهد بود.» شش سال پیش‌تر روز ولنتاین ۱۹۵۲، یک دختر شانزده ادامه مطلب

آیا با ایده‌ی از پیش تعیین‌شده می‌نویسید؟

ژوزه ساراماگو، نویسنده‌ی رمان «کوری»، از تجربه‌ی خود می‌گوید ژوزه ساراماگو در گفتگویی با دونزلینا بارّوسو در سال ۱۹۹۷ در خانه‌اش، از دنیای شخصی نویسندگی‌اش گفت. در بخشی از این گفتگو به سؤال مهم و رایجی پرداخت که ذهن بسیاری از اهل قلم، جویای پاسخِ آن است: آیا از قبل می‌دانید چه می‌خواهید بنویسید؟ پاسخ ساراماگو را بخوانید. نوشتن را با ایده‌ی مشخصی آغاز می‌کنید؟ بله، من تصور روشنی دارم از اینکه کجا می‌خواهم بروم ادامه مطلب

ترس از نوشتن

کبری التج || ترس از نوشتن حس مشترکی‌ست که اکثر نویسنده‌ها با آن آشنا هستند. بعضی، سریع تسلیمش می‌شوند و به خاطر این حس، با دنیای نویسندگی برای همیشه خداحافظی می‌کنند به گمان اینکه این حس تنها دامن‌گیر خودشان است و اگر چنین ترسی دارند پس اصلا نویسنده نیستند. برخی هم به‌کل آن را نادیده می‌گیرند، شبیه کودک نق‌نقویی که مدام کنار گوشَت باشد و تو بی‌خیالش مشغول خواندن کتابت باشی. گویی اصلا وجود ندارد. ادامه مطلب

افزایش قدرت نوشتن در سه گام

مصطفا پورنجاتی || همۀ ما کلمه‌ها و جمله‌‌ها را از راه تقلید یاد گرفتیم. تقلید از پدر و مادر و اطرافیان. این طبیعی‌ترین و ساده‌ترین راه زبان‌آموزی است. کم‌کم، کلمات را با میل شخصی خود ترکیب کردیم و جمله‌های جدیدی ساختیم. بر همین اساس به نظر می‌رسد راه افزایش قدرت نویسندگی، از سه مرحله می‌گذرد:تقلید، ترکیب، نوآوری. تا آثار نویسندگان و شاعران را نخوانیم، با چیزی به نام قطعۀ شاعرانه، داستان کوتاه، یا شعر آشنا ادامه مطلب