خواندن کدام کتاب ادبی برای من مناسب‌تر است؟

مخاطب یادداشت: علاقه‌مندان ناحرفه‌ایِ ادبیات و نوشتن

|| مصطفا پورنجاتی

** چرا فکر می‌کنید کسی حاضر نیست علاقه‌ی خود را به خواندن داستان، مقاله و شعر از دست بدهد و حتا آن را به رنج و نفرت بدل کند؟ به نظر می‌رسد یکی از معروف‌ترین راه‌ها برای بیزاری از خواندن و نوشتن، مطالعه‌ی کتابی است که خواندنش برای ما بسیار مشکل است و بر اثر شهرت نویسنده یا مترجم، اهمیت سبک نثر و حتا مُدهای ادبی، خود را ناگزیر از خواندن آن تصور کرده‌ایم.

«علاقه‌مندان ناحرفه‌ای» در عنوان این یادداشت، کسانی هستند که معمولاً برای انتخاب کتاب ادبی ابهام و سؤال دارند و نمی‌دانند خواندن کدام رمان، کدام مجموعه شعر یا کدام نثر برای آنها مناسب‌تر است.

انتخاب کتاب دشوار است؛ مخصوصاً در محیط‌های پُرکتاب، از یک کتابفروشی گرفته تا نمایشگاه‌های بین‌المللی. این روزها برای راهنمایی و مشاوره به خوانندگان، منتقدان و نویسندگان هم بی‌کار نمی‌نشینند و فهرست‌هایی شخصی منتشر می‌کنند از کتاب‌هایی که به هر دلیل می‌پسندند.

اما کسی که به ادبیات و نوشتن علاقه دارد اما هنوز خود را مخاطب و خواننده‌ی حرفه‌ای ادبیات نمی‌داند، واقعاً چگونه باید کتاب انتخاب کند؟

 علاقه‌‌ی فعلی من

این روزها علاقه به آثار اروین یالوم زیاد شده و کمپین‌های یالوم‌خوانی شکل گرفته و حتا بعضی کتابفروشی‌ها ویترین خود را دربست برای این کتاب‌ها خالی کرده‌اند. چگونه ترجمه‌ی کتاب‌های یک نویسنده، ناگهان «بِست‌سِلِر» می‌شود؟ بدون اینکه بخواهیم تأثیر شبکه‌های اجتماعی و منتقدان را در رواج یک اثر نفی کنیم، به نظر می‌رسد تجربه‌ی خوشایندِ مطالعه‌ی کتابی از یک نویسنده است که کتاب‌های بعدیِ او را هم به کتابخانه‌ی اتاق ما وارد می‌کند.
«علاقه‌ی فعلی من» به موضوع و فرم نوشتاری و حتا ظاهر کتاب، مهم‌تر از توصیه‌ی کارشناسان، تیراژ چاپ‌های قبلی و سبک اثر است. وقتی محتوا و فرم کتابی طبق علاقه‌ی ما نباشد، برای خواندنش دچار رنج و رودرواسی با خود می‌شویم. بی‌میلی به خواندن، از اولین و بدترین نتیجه‌های خواندن کتابی است که دوستش نداریم.

برای انتخاب کتاب، صرفاً نباید به آرمان‌ها و رویاهای خود نگاه کنیم. مثلاً در حالی که در کل سال‌های گذشته کمتر از ده شعر کهن ایرانی خوانده‌ایم، نباید با خود بگوییم: مگر می‌شود فارسی‌زبان بود و یک دور شاهنامه فردوسی را نخواند؟! به جای این سنگ بزرگ، به علاقه‌ی فعلی خود محکم بچسبید. شاید این علاقه، در حال حاضر خواندن هایکوهای ژاپنی یا رباعی‌های خیام باشد. رازی که همه درباره‌ی لذت خواندن می‌دانند همین سه چیز است: علاقه، علاقه، علاقه.

سطح فعلی من (یا: اعتماد به نفس را نابود نکند)

«اواسط جلد اول تقریباً مطمئن شدم آدم خواندن ادبیات نیستم. آدم خواندن هیچ کتاب دیگری هم نیستم. حدود پنج سال طول کشید تا متوجه اشتباهم شوم؛ پنج سال تمام با نفرت از هر موجودی که اسمش رمان باشد».

این خاطره‌ی کسی است که در چهارده‌سالگی، متن پرتوصیف، و هایپر رئالیستیِ «جان شیفته» اثر رومن رولان را با ترجمه‌ی نیمه آرکائیکِ م. ا. به آذین خوانده است.

اگر به سطح فعلی آمادگی خود در مطالعه‌ی کتابهای ادبی توجه نکنید، ممکن است کتابی را بردارید که خواندنش بسیار کُند و کسل‌کننده پیش برود، درک تصاویر، طرح داستانی، سبک زبانی و ایده‌های آن فراتر از حوصله و دانش شما باشد و پس از خواندن پاره‌هایی از اثر رهایش کنید. پس از این تجربه‌ی ناموفق، شاید احساساتی منفی مثل «ناتوانی» و «کم‌سوادی» به شما دست دهد و به این ترتیب «اعتماد به نفسِ» شما در خواندن و نوشتن کم می‌شود. پس توجه به سطح فعلی خود و سطح آن کتاب، اهمیت فراوان دارد.
سطح‌بندی کتاب‌های ادبی در صنعت نشر ایران چندان رایج نیست. به همین دلیل بسیاری از مشتریان کتابفروشی‌ها با نوعی ابهام و گیجی از این فروشگاه‌ها بازدید می‌کنند. خواندن پشت جلد کتاب، ورق زدن و چند سطر خواندن متن نیز یکی از روش‌های رایج است که درمجموع به ما درکی از سطح کتاب و تناسبش با ما می‌دهد. دقیق‌ترین سطح‌بندی متن‌های ادبی از نظر تعداد کلمات، نوع جملات و سبک نثر، احتمالاً کتاب‌های زبان‌آموزی انگلیسی هستند که ناشرانی مثل پنگوئن و آکسفورد منتشر می‌کنند. این کتاب‌ها به طور دقیق معلوم کرده‌اند چند کلمه دارند، سطح آن‌ها مبتدی است یا سطح یک یا دو… تا سطح شش. حتا آثار کلاسیک ادبی نیز در این سری کتاب‌ها بازنویسی شده‌اند. دقت شگفت‌انگیز این ناشران در سطح‌بندیِ آمادگی زبانی خوانندگان باعث می‌شود سه نتیجه و فایده‌ی مهم برای مخاطبان رخ دهد:

یک. بسیار راحت بتوانند برای خرید کتاب تصمیم بگیرند.

دوم. به دلیل مناسب بودن کتاب برای خود، لذت خواندن را تجربه کنند.

سوم. با خواندن موفقیت‌آمیز کتاب‌های هر سطح، به مرور و به شکل گام‌به‌گام، برای مطالعه‌ی متن‌های پیچیده‌تر آماده می‌شوند.

این سه نتیجه‌ی مهم، در مجموع باعث ایجاد حس بسیار کلیدیِ «اعتماد به نفس در مطالعه» می‌شود. نتیجه‌ای کاملاً برعکسِ اتفاقی که ممکن است برای یک خواننده‌ی مبتدی رخ دهد وقتی «صد سال تنهایی» مارکز یا «پدرو پارامو» خوان رولفو، اولین کتاب‌های داستانی باشد که می‌خوانَد.

*

پایان

  • اگر آدم کتاب‌خوان و کتاب‌خواری می‌شناسید که می‌تواند به شما کمک کند کتاب ادبی انتخاب کنید، حتماً درباره‌ی علایق فعلی خود و سطح فعلی خود هم برایش توضیح دهید.
  • برای اینکه علاقه‌ی شما به خواندن و نوشتن حفظ و روز‌به‌روز زیادتر شود، به این دو نکته توجه کنید: کتاب‌هایی بخوانید که دوست دارید و کتاب‌هایی که اعتماد به نفس شما در خواندن را افزایش می‌دهد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *