نگاه تازه، زبان زاینده

دو راه‌کار برای ملالی به نامِ «تکراری می‌نویسم»

مصطفا پورنجاتی

| اختصاصی سایت نویسندگی خلاق

«نوشته‌هایم تکراری است. دلم تازگی می‌خواهد؛ تحولی چشم‌گیر در مدل نوشتار…». این جمله و مشابه‌های آن یکی از مشکلات رایجِ علاقه‌مندانِ نوشتن را مطرح می‌کند. به نظر می‌رسد پویایی و تنوع نوشتار، فرمول قطعی ندارد و عواملی مثل صدای فردی و شخصیت نویسنده آن را تعیین می‌کند یا دست‌کم بر شکل‌گیری آن اثر بسیار می‌گذارد. در این یادداشت می‌کوشم از دو راه‌کار اثربخش بگویم در برابر این گره. راه‌های پویا کردن شیوه‌ی نوشتن، دو گونه است: از درون، از بیرون.

راه‌کار درونی

داریوش آشوری در کتاب «شعر و اندیشه» به تابلوی نقاشی «چاله‌هرز»* اثر کورنلیس اِشِر شرحی نوشته است. این تابلو یک چاله‌ی آب را نشان می‌دهد که در کنار آن جای پا و لاستیک ماشین است. چاله‌ای که شاید بر اثر بارش باران در جاده‌ای خاکی درست شده. در تابلوی اِشِر، بر سطح آبِ چاله تصویر شاخه‌ها و برگ‌های درختان نقش بسته است. آشوری اهمیت این تابلو را در نگاه متفات یک هنرمند به یکی از پیش پا افتاده‌ترین پدیده‌های زندگی روزمره می‌داند.

راه‌کارهای درونی برای پویاسازی و نشاط قلم می‌کوشند شیوه‌ی نگاه و ادراک ما را دچار انعطاف کنند. در نتیجه امکانات زبان نوشتاری ما، مثل نوع جمله‌نویسی و انتخاب واژگان نیز تغییر می‌کنند و بر آنها افزوده می‌شود. می‌دانید که تغییر در «محور جانشینی» زبان انواع و اقسامی از آرایه‌های ادبی را پدید می‌آورد. مثلاً وقتی به جای «آسمان، ابری است»، بگوییم «خانه‌ام ابری است» در محور جانشینی زبان دستکاری کرده‌ایم که نتیجه‌ی نگاه از زاویه‌ای دیگر است. گویی این ابری بودن وصف اختصاصی خانه‌ی شاعر است، یا انگار شاعر به جای اشاره به ابری بودن آسمان، به ابری بودن خانه‌اش اشاره کرده («خانه‌ام ابری است» سطری از شعر نیما یوشیج است).
اگر از راه‌کارهای درونی استفاده کنید، دست شما در نوشتن بازتر می‌شود به این دلیل که ذهن و زبان به هم متصل است. نگاه‌های تازه، کشف‌های تازه ایجاد می‌کند و به زبان تازگی می‌دهد. به این ترتیب، تعداد کلمات و مدل‌های جمله‌پردازی شما تکثیر می‌شود.

تأملات فلسفی یکی از قوی‌ترین تمرین‌ها و راه‌کارهای درونی برای تقویت قدرت نوشتن است. شک کردن و خواندن فلسفه را در پیش بگیرید. مدتی اجازه دهید پرسش‌های همیشگی‌تان از زیر آب بیاید به سطح. پرسش‌هایی از این دست: خوب چیست بد چیست؟ من کی‌ام؟ سیستم گردش امور جهان چگونه است؟ آیا اصلاً سیستمی وجود دارد؟ و… .
این شک‌ها و تأملات کنارین‌شان، خواندن‌های فلسفی و دیدن هستی از هزار زاویه‌ی جورواجور و بعضاً متناقض، حرارت و سرزندگی‌ بسیار می‌بخشد به ذهن مرده و عقل افسرده، و نیز به کلام بی‌تحرک و تکرارشونده.

راهکار بیرونی: تغییر در الگوهای مطالعه

ورودیِ واژگان خود را چک کنید: این واژه‌ها از کجاها می‌آیند: صرفاً گفته‌های دوستان و آشنایان؟ خواندن اخبار؟ تماشای فیلم‌های سرگرم‌کننده؟ رمان‌های عامه‌پسند یا آثار تراز اول و برجسته‌ی ادبی؟ آیا متنوع می‌خوانید یا فقط در یک سبک؟ تا حالا نثری متعلق به هزار سال پیش خوانده‌اید؟ شعر موج نو چطور؟ آیا از زبان عامیانه بلدید استفاده کنید؟

در این راه‌کار باید به واژگان ورودی خود تنوع و کیفیت بدهید. سبک‌ها و زبان‌های نوشتاری را مزه کنید. طبق یک دسته‌بندی معروف، زبان لایه‌های علمی، ادبی، اداری، گفتاری، عامیانه و کودکانه دارد. دورانی را اختصاص بدهید به خواندن در این لایه‌های گوناگون. به طور طبیعی مدتی بعد، اثر این تنوع واژه‌گانی و جمله‌گانی در نثرها و شعرهای شما گل خواهد کرد.
ساختن و آزمودن ترکیب‌های زبانی جدید لذت‌بخش است و راه‌هایی می‌گشاید به سمت زنده‌‌تر نوشتن.

*برشی از تابلوی اِشر، در صفحه‌ی اصلی سایت نمایش داده شده است.
 (نقاشی: بهجت صدر)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *